امثال و حکم
· أَحْسِنْ إلي الناس تستعبد قلوبهم
· اُحْسِن اٍلي مِن اساء
o ترجمه: «با آنکه بدی کرده نکویی میکن» امثال و حکم - دهخدا
o مشابه: «بَدانرا نیک دارید ای عزیزان// که خوبان خود عزیز و نیکروزند» سعدی
o تمثل: «بدی را بدی سهل باشد جزا// اگر مردی احسن الي من اسا» سعدی
· أحضر الناس جوابا من لم يغضب
· احفر بئرا وَطُمَّ بئرا ولا تُعَطِّلْ أجيرا
· احفظ قرشك الأبيض ليومك الأسود
· أحكم من لقمان
· أحمد البلاغة الصمت حين لا يَحْسُنُ الكلام
· احمق من هبنقه
o ترجمه: «احمقتر از هبنقه»
o شرح: هبنقه از حمقای مشهور عرب است که وقتی گردنبندی بهخود آویخت. پرسیدند: این تورا بهچهکار است؟ گفت: تا با دیگران عوض نشوم.»
· أحن من الأم على أولادها
· آخ الأْكْفاءَ وداه الأعداءأخوك من صَدَقك لا من صدّقك
· أخاك أخاك إن مَنْ لا أخا له كَساعٍ إلى الهيجا بغير سلاح
· اختر أهون الشرين
· اختلط حابلهم بنابلهم
· آخر الحياة الموت
· آخر العنقود
· اخطب لابنتك ولا تخطب لابنك
· أَخْفَقَ حالب التيس
· أخوك من صدقك النصيحة
o ترجمه: «برادر تو آنکس باشد که تورا پند دهد»
o مترادف: «برادر تو آنکس باشد که عیب تو از تو نپوشد» امثال و حکم - دهخدا
· أخون من ذئب
· ادبالنفس خیر من ادبالدرس
· ترجمه: «ادبی که در نهاد مرد باشد نیکوتر از ادبی است که از راه درسخواندن کسب شود.»
o مشابه: «بربسته دگر باشد و بررسته دگر»
o تمثل: «ملک بربسته چنان باشد ضعیف// ملک بررسته چنان باشد شریف» جلالالدین محمد بلخی
o معنی: فطری و طبیعی از مصنوعی بهتر است.
احمد مجیدی راد کارشناس ارشد عرفان اسلامی . کارشناس ادبیات عرب